عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
مقدمهء مصحح 19
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
خوانندگان بهتر مىدانند كه غرض تاج السلطنه مسافرت ناشناس پطر كبير پادشاه روسيه است به اروپا كه با چشمانى دقيق پيشرفتهاى صنعتى اروپا را ملاحظه كرد و در بازگشت به روسيه ، از طريق دعوت مستشاران فنى و صنعتى كوشيد تا صنعت نوين را در كشور روسيه ايجاد نمايد و اين امر تحولى عظيم در سرنوشت اجتماعى و نظامى و سياسى روسيه پديد آورد . تاج السلطنه آن مسافرت پراثر را با سفرهاى بىاثر برادر تاجدار خود مقايسه كرده و به طنز آنها را شبيه و همطراز يكديگر نشان داده است . حالا كه مظفر الدين شاه را شناختيد ، خوب است به شرح حال مؤلف توجه كنيم . عبد الحسين خان لسان السلطنه ملك المورخين ارشد اولاد پدرش ميرزا هدايت لسان الملك سپهر كاشانى در سال 1248 شمسى در تهران متولد شد در خانهاى جنب امامزاده يحيى محلهء سرتخت . وى تحصيلات اوليه را در نزد معلمين سرخانه گذراند و بعد مقدمات عربى را آموخت و در هنگام فراغت از كتابخانه فنى پدرش استفاده مىكرد چنان كه در سيزده سالگى كتاب تاريخ انبياء را نوشت و در سراسر عمر هم پس از فراغت از كارهاى ادارى دولتى ، در همين كتابخانه كه بعد از فوت پدرش به او واگذار شده بود به خواندن و نوشتن و تحقيق و تحرير مىگذرانيد و روزى بيش از شش ساعت بدين كار مىپرداخت . ملك المورخين در 18 سالگى در اواخر سلطنت ناصر الدين شاه در وزارت خارجه به كار مشغول شد و بعد هم به دربار راه يافت و به سمت منشى مخصوص اتابك ميرزا على اصغر خان امين السلطان به خدمت پرداخت و بعد از مرگ ناصر الدين شاه در دربار مظفرى به سمت ژنرال آجودان و معلم شاه منصوب شد و كماكان امور اتابك اعظم را انجام مىداد و يك چند به كارگزارى مازندران رفت و بعد در تهران رياست ادارهء ملل متنوعه را به دست آورد و در همين دورهء مظفرى است كه ابتدا بعد از مرگ پدر لقب ملك المورخين يافت و سپس لسان السلطنه شد . از اواخر دورهء مظفرى ، ملك المورخين به انتشار روزنامه و نوشتن مقالات انتقادى پرداخت و در كشمكش ميان محمد على شاه و مشروطهخواهان جانب آزاديخواهان را گرفت و در هنگام فتح تهران نيز حتى خانهء خود را در اختيار تفنگچيان مجاهد گذاشت . در فتح تهران وى مورد توجه عليقلى خان بختيارى - سردار اسعد - قرار گرفت و